شمس الدين حافظ
442
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
358 - « راه عشق » رهروان را عشق بس باشد دليل * آب چشم اندر رهش كردم سبيل موج اشك ما كى آرد در حساب * آنكه كشتى راند بر خون قتيل اختيارى نيست بدنامى من * ضلّنى فى العشق من يهدى السبيل آتش روى بتان بر خود مزن * يا بر آتش خوش گذر همچون خليل يا بِنه بر خود كه مقصد گم كنى * يا مَنِه پا اندرين ره بىدليل سالها در فكر آن بيتم كه گفت * پيلبانى بر لبِ درياى نيل يا رسوم پيلبانى ياد گير * يا مرو هندوستان با ياد پيل يا مكَش بر چهرهء نيل عاشقى * يا فروبَر جامهء تقوى به نيل بىمى و مطرب به فردوسم مخوان * راحتى فى الراح لا فى السلسبيل حافظا گر معنىاى دارى بيار * ورنه دعوى نيست غير از قال و قيل * توضيحات : رهروان ( عاشقان - سالكان ) دليل ( راهنما ) بس ( كافى ) آب چشم ( اشك ) آرد در حساب ( به نظر مىآورد ) قتيل ( مقتول ) بتان ( محبوبان ) خليل ( استعاره از حضرت ابراهيم - آرايه تلميح ) بنه ( بگذار ) فردوس ( بهشت ) معنى بيت ( 1 ) ( براى عاشقان سالك عشق ، دليلى كافى است پس اشك چشمم را در راهش مىگذارم ) معنى بيت ( 3 ) ( بدنامى من اختيارى نمىباشد ، بلكه بدنامى است كه در راه عشق مرا از راه راست گمراه نمود و هم او به راه راست راهنمائيم كرد ) معنى بيت ( 4 ) ( آتش روى محبوبان را بر خود مزن كه آتش عشق بر جانت بيفتد يا خود را بر آتش عشق چون حضرت خليل بيفكن تا خوش بگذر ) معنى بيت ( 5 ) ( اين را مقرر و حتمى بدانكه اگر بدون واسطه قصد وصال جانان را داشته باشى از مقصد دور مىشوى و گم مىشوى ) معنى بيت ( 8 ) ( يا علامت عاشقى را بر چهره مكش يا لباس تقواى خود را در نيل فروبر و عاشق باش ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - عشق جادهاى پرخطر است كه انسانهاى آگاه و عاشق حقيقى را مىطلبد و آنها مىتوانند در اين جاده پرمخاطره گام بردارند زيرا هركس را ياراى قدم گذاشتن نيست چون اين راه با مخاطرات فراوانى روبروست و كسى كه از رسم و رسوم عشق و محبت آگاهى ندارد ، نمىتواند عاشق شود اما اگر در اين جاده قدم گذاشتى ، مخاطرات آن را از جان و دل پذيرا باش كه لذت اصلى در پايان آن مىباشد . 2 - شخصى سياه چهره و بلندقد و لاغر اندام و چشم درشت به كار شما حسرت مىورزد ، از او دورى بجوى . 3 - آدمى خوش قلب هستى اما « گاو نه من شيرده » هم مىباشى كه اطرافيان خود را آزار مىدهى و از خود مىرنجانى اما آنقدر مهربان هستى كه همه تو را دوست دارند . 4 - به ثروت و مال اهميتى نمىدهى و فردى ولخرج هستى اما اندازه نگه دار كه اندازه نكوست . 5 - مسافر مىآيد و شما مسافرتى در پيش داريد ، نذر خود را ادا كنيد و خريد را انجام دهيد چون ازدواج عملى مىگردد و سفر زيارتى انجام مىگيرد و بيمار شفا مىيابد . 6 - اگر مىخواهيد از كارهاى بسته شما گره ، گشاده گردد با حضور قلب و معنى در 6 شب متوالى از سوره مباركه « الكهف » آيهء 82 تا 6 آيه بعد از آن را بخوانيد . 7 - خواجه در بيتهاى 2 - 6 - 7 به ترتيب فرمايد : ( اى موج اشك چشم ما را چه موقع مورد توجه قرار مىدهى و التفات مىكنى ، اى آن كسى كه بر خون مقتول كشتى مىرانى ) ( سالهاست در فكر آن بيت هستم كه پيلبانى در كنار درياى نيل مىگفت ) ( يا عادت و رسم فيلبانان را رعايت كن و ياد بگير يا به خاطر فيل به هندوستان مرو - شرايط و لوازم هر كار فراهم كن ، آنگاه اقدام كن ) خود تفسير كنيد .